تبليغاتX
حقوقی
همانطور كه مايل نيستم بنده كسي باشم، حاضر نيستم آقاي كسي باشم. كساني كه مخالف آز
 آشنايي قبل ازدواج؛ چرا و به چه مدت؟


در گذشته اكثر خواستگاري هايي كه به ازدواج منجر مي شد با واسطه گري فردي بود كه در اصطلاح آن را معرف مي ناميدند و در بيشتر موارد دختر و پسر در جلسه اول آشنايي براي نخستين بار يكديگر را ملاقات مي كردند و پس از آن با نظارت والدين، مراحل آشنايي با ضوابط خاصي انجام مي گرفت...

اما اين روزها بسياري از ازدواج هاي نسل جوان محصول آشنايي قبل از ازدواج است و خيلي ها اين آشنايي ها را ملاكي براي انتخاب همسر قرار مي دهند. حالا اين سوال مطرح مي شود كه اصلا آشنايي قبل از ازدواج خوب است يا بد؟ دكتر فرهاد فراهاني، روان پزشك و استاديار دانشگاه آزاد اسلامي به اين سوال پاسخ مي دهد.

▪ آقاي دكتر! آشنايي دختر و پسر قبل از ازدواج خوب است يا بد؟

ـ شكي نيست كه قبل از ازدواج حتما بايد آشنايي صورت بگيرد. در دوران قديم حتي دختر و پسر يكديگر را نمي شناختند و نمي دانستند كه قرار است با چه كسي زندگي تازه اي را شروع كنند و بعد از اينكه خطبه عقد خوانده مي شد با يكديگر آشنا مي شدند. در واقع اين پدر و مادرها بودند كه براي آنها همسر انتخاب مي كردند. ما آن ديدگاه را نمي پذيريم و قبول نداريم اما اينكه دخترها و پسرها هم بدون آگاهي و بدون اينكه بدانند با چه كسي قرار است آشنا شوند، روابط داشته باشند، درست نيست، چرا كه اين سوال مطرح مي شود كه آيا ابزار لازم براي محك زدن يكديگر را دارند؟ قرار است اين آشنايي در صورت شناخت كافي به ازدواج برسد و قرار نيست كه دختر و پسر يك دوستي داشته باشند و بعد از ۶ ماه كه وابستگي عاطفي بين آنها ايجاد شد، تازه ببينند به درد هم مي خوردند يا نه؟

▪ يعني در اين آشنايي ها نبايد هيچ گونه تعهدي وجود داشته باشد؟

ـ تعهد به معنايي كه طرفين مجبور شوند حتما و صددرصد با هم ازدواج كنند در آشنايي هاي قبل از ازدواج بي معنا است. قرار است طي اين رابطه دختر و پسر با لايه هاي سطحي شخصيت يكديگر آشنا شوند و اين آشنايي شناختي به آنها بدهد كه با آن شناخت بتوانند تصميم بگيرند به درد هم مي خورند يا نه. اما انتظار مي رود چنانچه اين آشنايي ها با منطق و ارزش هاي اخلاقي باشد، به احتمال زيادي به ازدواج منجر شود. بنابراين آشنايي هاي قبل از ازدواج آن هم در چارچوب مشخص ارزشي و اخلاقي باعث مي شود افراد عاقلانه تصميم بگيرند، عاشقانه شروع كنند و با تعهد ادامه دهند.

▪ درباره اين چارچوبي كه گفتيد بيشتر توضيح مي دهيد؟

ـ بگذاريد برايتان يك مثال بزنم. دختر خانمي براي مشاوره به مطب من آمده بود و مي گفت ۷سال است با پسري دوست است و خانواده هايشان هم از دوستي آنها باخبرند و مي خواست بداند با هم ازدواج كنند يا نه. من هم در جواب اين خانم جوان گفتم كه از همان ابتدا جاده را اشتباه رفتي. خيلي وقت ها دختر و پسرها بعد از اينكه دو سه سال با هم دوست هستند، تصميم مي گيرند با هم ازدواج كنند اما در طول اين مدت آنقدر به هم وابسته شده اند كه نمي توانند تضادها و تفاوت هاي شخصيتي، فرهنگي، خانوادگي و... كه با هم دارند را ببينند. در واقع همين وابستگي عاطفي موجب مي شود با هم ازدواج كنند و حالا كه به هم رسيدند، دعواها و مشكلات و اختلافات شروع مي شود؛ مشكلات و اختلافاتي كه قبل از ازدواج و در دوران دوستي هم وجود داشتند اما طرفين به دليل عشق ظاهري نمي توانستند (بهتر است بگوييم نمي خواستند) آنها را ببينند.

▪ مدت آشنايي قبل از ازدواج چقدر بايد باشد؟

ـ به طور ميانگين ۳ تا ۶ ماه فرصت مناسبي است كه دختر و پسر و خانواده هاي شان با هم آشنا شوند اما باز هم تاكيد مي كنم كه اين آشنايي ها نبايد طولاني شود تا وابستگي كاذب و غيرمنطقي ايجاد كند. در طول اين مدت هم مي توانند از يك مشاور خانواده كمك بگيرند تا منطقي و آگاهانه تصميم گيري كنند. گاهي افراد چند ماه با هم رابطه دارند و رفت و آمد مي كنند تا يكديگر را بشناسند ولي اين روابط از همان ابتدا مبهم است و پايان مثبتي هم نخواهد داشت. به بيان ديگر، روابط قبل از ازدواج دختر و پسر بايد ارتباطي منظم و هدف دار باشد و خانواده ها حتما در جريان باشند و اين رابطه رسما اعلام شود و ارزش هاي اخلاقي در آن كاملا رعايت شود. مجاز بودن اين ارتباط تا اين حد باشد كه هيچ گونه ارتباط جسماني و پنهاني وجود نداشته باشد تحت نظر خانواده يكديگر را بشناسند. همان طور كه گفتم زمان اين ارتباط بستگي به طرفين دارد و تا زماني كه تا حدودي يكديگر را بشناسند اين زمان طول خواهد كشيد و حداكثر ۶ ماه خوب است اما اگر در اين مدت ديدند كه نظرها و اعتقاداتشان از هم دور است بايد هرچه زودتر به اين آشنايي خاتمه دهند.

▪ آيا فرد در طول اين مدت كوتاه مي تواند شناختي كافي در مورد طرف مقابلش پيدا كند و مهم ترين تصميم زندگي اش را بگيرد؟

ـ ببينيد ما ۸ نوع بلوغ داريم كه شامل بلوغ جنسي و جسمي، بلوغ عقلي و علمي، بلوغ عاطفي، بلوغ رواني، بلوغ بينشي، بلوغ اجتماعي، بلوغ اخلاقي و بلوغ مالي مي شود و فردي كه تصميم به ازدواج مي گيرد بايد به اين بلوغ ۸گانه رسيده باشد تا با توانايي و تجاربي كه دارد و با كمك مشاور و خانواده بعد از ۳تا ۶ ماه به يك شناخت نسبي از طرف مقابل خود برسد. بسياري بر اين باورند ۶ماه فرصت بسيار كمي است چرا كه افراد در طول اين مدت مي توانند زندگي و شخصيت واقعي خود را پنهان كنند و مانع از شناخت واقعي طرف مقابل شوند. در جواب اين افراد بايد گفت كه چه تضميني وجود دارد كه پس از يك سال و حتي چند سال شناخت طرفين از هم كامل شود؟ بله. گاهي رفتارها و منش ها در روابط بين دو طرف ساختگي و تصنعي است و هركس مي كوشد، تصوير بهتري از خود نشان دهد اما گاهي گذر زمان چيزي را عوض نمي كند و فقط وابستگي عاطفي نابجا ايجاد مي شود.

▪ خانواده ها در اين نوع روابط چه نقشي مي توانند ايفا كنند؟

ـ خانواده ها بايد در تربيت جوانان شان دقت لازم را داشته باشند. اول از همه بايد از زمان نوجواني يا حتي قبل تر از آن فضاي ارتباط را به وجود آوريم تا دختر و پسرمان به راحتي بيايند و مسايل را با ما در ميان بگذارند. بايد به جوانان ابزار لازم براي شناخت بدهيد تا فقط به ظاهر يك فرد نگاه نكنند. پدرها بايد با دخترهايشان ارتباط عاطفي داشته باشند و به آنها بگويند كه دوستشان دارند تا اگر كسي بعدها در سنين بالاتر به دخترشان گفت خيلي دوستش دارد، فكر نكند خبري شده است. متاسفانه در حال حاضر يك پسر جوان هنوز نمي داند چه چيزي مي خواهد و براي زن گرفتن چه ملاكي هايي دارد. دخترها نيز همين گونه هستند و شايد فقط به ظاهر و وضعيت مالي طرف مقابل خود نگاه كنند. از طرفي خيلي وقت ها ما مي بينيم جوان ما آموزش جنسي نديده است. پس يك جوان كه مي خواهد ازدواج كند اين آموزش ها را از كجا بايد بياموزد؟ بعضي وقت ها هم آموزش مي گيرند ولي كارشناسانه نيست. اين عدم آموزش بعدها در ازدواج موجب اختلافات زوجين با هم مي شود.


پرسشي از دكتر فرهاد فراهاني روان پزشك


نويسنده:ناهيدسبحاني فر

|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 احكام نكاح

شرايط عقد

رضايت زوجه:

سؤال 748 : ما سه خواهر يتيم هستيم پدر مرحوم ما ، ما را به ازدواج پسران برادر خود درآورد ، ما خواهران در حيات پدر اطلاع داديم كه ما به اين عقد ازدواج راضى نيستيم و عقد خوانده شده صحيح نيست ، ولى پدر قبول نكرد و الآن ما سه خواهر بالغ شده ايم و راضى نيستيم كه با آنها زندگى كنيم ، لطفاً حكم مسئله را بيان فرماييد ؟

جواب : چنانچه عقد دختران قبل از بلوغ شرعى آنها بوده است عقد صحيح است ، ولى چنانچه عقد بعد از بلوغ دختران بوده اگر از اول ناراضى بوده اند و تا الآن ناراضى مانده اند ، عقد فضولى است و بدون رضايت دختران نافذ نيست . در خاتمه تذكر يك مسئله لازم است وآن اين كه در همان صورت اول عقد پدر بر غير بالغ زمانى محكوم به صحت است كه رعايت مصلحت غير بالغ شده باشد ، به اين معنى كه عقد براى آنان ضرر و مفسده نداشته باشد ولى تشخيص آن مشكل و اين كه عقد ضررى است احتياج به اثبات شرعى دارد .

سؤال 749 : اينجانب دخترى هستم بالغ و عاقل و صلاح آينده خودم را تشخيص مى دهم ، ولى پدرم بدون رضايت من ، من را به عقد پسر برادر خود درآورده و عدم رضايت خود را از عقد مذكور اعلام كرده و هنوز خانه شوهر نرفته ام و حق مهريه را برگرداندم و هيچ وقت با پسر عمويم زندگى نخواهم كرد آيا عقد نكاح اينجانب كه بدون رضايت واقع شده درست است ؟

جواب : در فرض مذكور عقد فضولى واقع شده و اختيار قبول و رد با شماست و اگر هرگز راضى نبوده و الآن هم راضى نيستيد ، عقد نافذ نيست .

اذن پدر براى ازدواج پسر:

سؤال 750 : دختر و پسر بالغين عاقلين رشيدين مى خواهند عقد ازدواج خود را اصالتاً انجام دهند ، هردو با سواد و دانشجو هستند و ظاهراً صحيح مى خوانند ، دختر با رضايت پدر و جدش مى خواند ، اماپدر و جد پسر مى گويند اينها وكيل نگرفته اند و عقد آنها صحيح نيست ، آيا براى پسر هم اذن پدر وجد لازم است و بايد براى عقد خواندن وكيل بگيرند يا همين عقد صحيح است ؟

جواب : چنانچه زوجين با شرايط عقد را جارى نمايند صحيح است و احتياج به وكيل نيست و در پسر اذن پدر و جد حتى احتياطاً هم شرط نيست .

دخترى كه پدر يا پدربزرگ ندارد:

سؤال 751 : دخترى كه پدر و پدر بزرگ ندارد ، اجازه ازدواج او با چه كسى است ؟

جواب : در صورتى كه رشيده باشد كه مصالح و مفاسد وضع خود را مى داند احتياج به اذن ندارد و الاّ رجوع به حاكم شرع نمايد .

اذن پدر براى دختر:

سؤال 752 : آيا جايز است دختر بدون اجازه پدر شوهر كند ؟ در حالى كه هنوز به حدى نرسيده كه خودش مصالح و مفاسدش را تشخيص دهد و هنوز براى اداره زندگى به رشد كافى نرسيده است ؟

جواب : جايز نيست .

سؤال 753 : پسرى قصد ازدواج موقت با دخترى باكره و بالغه دارد و هر دو به بلوغ فكرى رسيده اند و از شرايط اجتماع و ازدواج موقت اطلاع دارند آيا بدون اجازه اولياى خود مى توانند ازدواج كنند ؟ در صورتى كه قصد دخول نباشد و مشروط به اين شرط باشد چطور ؟

جواب : جواب اين سؤال در رساله توضيح المسائل ما مسئله 2384 بيان شده است مراجعه نماييد ، و فرقى بين عقد دائم و موقت يا شرط عدم دخول و شرط نكردن آن نيست .

سؤال 754 : در مسئله 2384 توضيح المسائل درباره ازدواج دختر بالغه و رشيده ، لفظ سزاوار است ذكر شده است آيا تأكيد مستحبى است يا احتياط واجب ؟

جواب : تأكيد است .

سؤال 755 : اگر براى دخترى خواستگار آمد و مى داند غير او شخص هم كفو او نمى آيد اگر پدر رضايت ندهد يا نباشد مى تواند بدون اذن پدر شوهر كند ؟

جواب : در صورتى كه دختر بالغه و رشيده باشد ، يعنى مصلحت خود را به خوبى تشخيص دهد ،اذن پدر خصوصاً در چنين موارد شرط نيست . اگر چه سزاوار است با موافقت پدر ازدواج كند .

سؤال 756 : چه مى فرماييد درباره عقد نكاح دختر بالغه رشيده بدون اذن پدر ؟ در رساله اذن پدر را سزاوار شمرده ايد ، آيا اين سزاوار به معنى لايق است يا لازم ؟ آيا از مسئله 2385 توضيح المسائل كه فرموده اگر پدر و جد پدرى غايب باشند اذنشان لازم نيست ، مى شود فهميد اگر حاضر باشند لازم است ؟

جواب : در مفروض سؤال چنانچه بالغه و عاقله و رشيده باشد بنحوى كه مصالح و مفاسد امور خود را بداند ، از اجازه جد و پدر بى نياز است .

منع پدر:

سؤال 757 : دخترى بدنيا آمد ولى پدر دختر حتى براى ديدن او به زايشگاه قدم نگذاشت و گفت من پسر مى خواستم و اجازه نداد دختر را به منزلش ببرند و تمام هزينه بيمارستان را دايى قبول كرد و پدر تهديد كرد كه او را خواهم كشت ، دايى و مادر بزرگ وى با مشكلات زياد دختر را بزرگ كردند و به مدرسه فرستادند تا ديپلم گرفت ، حالا خواستگار برايش آمده اما پدر اجازه نمى دهد و جهيزيه و خرج نمى دهد ، دايى دختر همه خرج را به عهده گرفت باز هم اجازه نمى دهد ، آيا دختر مى تواند با اجازه مادربزرگ يا دايى ازدواج كند ؟

جواب : در فرض مذكور در سؤال پدر حق امتناع از ازدواج دختر مذكوره را ندارد و بر فرض ولايت ، ولايت او در اين صورت ساقط است ، فلذا ازدواج او بدون اجازه پدر شرعاً مانعى ندارد .

سؤال 758 : دخترى كه به حد بلوغ رسيده و باكره و رشيده است اگر همسر مناسبى پيدا شود و از پدر هم اجازه طلب كند ولى پدر مخالفت نمايد و با وجود منع پدر ازدواج كند آيا ازدواج او صحيح است ؟

جواب : چنانچه بالغه و رشيده باشد به نحوى كه تمييز مصالح و مفاسد امور خود را بدهد ، عقد صحيح است .

ازدواج سفيه به اذن پدر:

سؤال 759 : بين مرد سفيه و زن سفيه به ولايت پدر و جد پدرى عقد نكاح بسته شده و زوجه در خانه مرد سفيه يكسال يا كمتر يا بيشتر مانده ، الآن زن مذكوره
به خانه شوهر نمى رود و اطاعتش نمى كند آيا عقدشان شرعاً فسخ مى شود ؟
و در صورت فسخ نشدن ، حاكم شرع شرعاً اختيار رهايى زن مذكوره را دارد
يا خير ؟

جواب : فسخ نمى شود و حاكم شرع اختيار طلاق دادن زن سفيه را ندارد ،مخصوصاً با عدم رضايت آن مرد .

عقد


تقديم ذكر زوج بر زوجه در عقد:

سؤال 760 : بعض فقهاء مى گويند : در عقد نكاح بايد زوج را مقدم بر زوجه گرفت ، يا بنابر احتياط يا احتياط واجب يا اولى ، و دليل از آيه شريفه قرآن آورده شده : (و كذلك وزوجناهم بحور عين) ، پس بايد عقد را چنين اجرا كنند : « زوجت موكلى موكلتى على الصداق المعلوم ، قبلت التزويج لموكلى على الصداق المعلوم . » نظر حضرت عالى دراين باره چيست ؟ آيا اين كه عقد را براى خود بخواند يا براى غير فرقى در اين موضوع مى كند ؟

جواب : هر دو نحو جايز است و احوط جمع است .

دانستن معناى صيغه بنحو اجمال:

سؤال 761 : وكيل زوجه بعد از خواندن خطبه عقد نكاح صيغه هايى را جارى مى كند كه وكيل زوج اصلاً متوجه اين صيغه ها نمى شود ، يعنى معانى و مفاهيم اين صيغه هاى عربى را نمى داند آيا در اين صورت اين عقد كه توسط اين دونفر خوانده شده صحيح است ؟

جواب : اگر وكيل زوج به نحو اجمال مى داند كه وكيل زوجه انشاء عقد ازدواج نموده پس قبول مى كند ، صحيح است ، هر چند كه معناى تحت اللفظى انكحت و زوجت را نداند و اگر هيچ گونه تمييز نمى دهد و نمى داند چه انشاء كرده ، بيع است يا نكاح يا غير اينها و به اين نحو قبول مى نمايد ، باطل
است .

شرط در ضمن عقد:

سؤال 762 : در عقد نكاح ، زوجه شرط مى كند بر زوج ، در صورت طلاق دادن بدون عذر خاصى ، زوج مكلف باشد نصف درآمدهاى خود را از وقت ازدواج تا وقت طلاق به زن دهد . آيا مجهول بودن اين مقدار تعيين شده موجب بطلان شرط مى شود ؟ و آيا مصداق غرر هست ؟

جواب : اين شرط يك نوع التزام است از طرف زوج در ضمن عقد لازم با طيب نفس خود و در التزامات اين مقدار مجهول بودن ملتزمٌ به ، موجب بطلان التزام نمى شود على الاظهر ، و احوط تصالح است .

شرط ازدواج نكردن در صورت فوت همسر:

سؤال 763 : زنى شوهرش مرده و از ازدواج مجدد خوددارى مى كند ، به اين دليل كه مى گويد من باشوهرم عهد داشته ام و مابين خود شرط كرده بوديم كه هر كدام جلوتر فوت كند ديگرى ازدواج نكند . آيا اين شرط صحيح و واجب العمل است ؟

جواب : اين شرط صحيح نيست و مستحب است تزويج نمايد .

وكالت در عقد

* وكالت زوج از زوجه :

سؤال 764 : اگر كسى بخواهد با خانمى ازدواج كند آيا وكيل يا شاهد لازم است ؟ و اگر مرد و زن راضى باشند به ازدواج موقت ، خود مرد مى تواند صيغه عقد را بخواند ؟

جواب : مى تواند خود وكيل از طرف زن شود و عقد را بخواند ، لكن احوط آن است كه شخص ثالث عقد را بخواند .

* وكالت دو نفر از زن :

سؤال 765 : زنى دو نفر را وكيل نمود تا براى او زوج اختيار نمايند ، وكيل اول پدرش را و وكيل دوم وكيل اول را به عقد او در آورده است ، در صورت تقارن ، بطلان عقدين معلوم است ، اما درصورتى كه ندانيم كدام مؤخر و كدام مقدم بوده وظيفه چيست ؟

جواب : اگر احتمال تقارن بدهد استصحاب عدم وقوع عقد صحيح در هر دو جارى مى شود و در صورتى كه علم ندارد به مقدم بودن احدهما و مؤخر بودن ديگرى ، مورد قرعه است ، اگر چه احتياط آن است كه هر دو طلاق بدهند و از نو عقد واقع شود .

* وكالت تلفنى :

سؤال 766 : آيا گرفتن وكالت از پسر و دختر به وسيله تلفن جهت عقد صحيح است ؟

جواب : چنانچه وكيل كاملاً و بدون شك و ترديد صداى آنان را قبلاً مى شناخت مثل پدر ، مادر ، عمو ، دايى و امثال آنها مانعى ندارد و الاّ نـه .

* انكار وكالت :

سؤال 767 : دختر كر و لال را بدون حضور ولى ( بعلت فوت پدر و جد ) به عقد پيرمردى درآورده اند در حالى كه اين دختر مرد را اصلاً نديده بود ،پس از مشاهده زوج ، دختر اين ازدواج را انكار مى كند و در حقيقت انكار وكالت مى كند ، لطفاً بفرماييد حكم شرعى چه مى باشد ؟ در ضمن كيفيت وكالت و رضايت هم غير مشخص است ؟

جواب : در صورتى كه اصل وكالت مشكوك باشد يا اطلاق آن و شمولش مثل اين مورد را مشكوك باشد ،عقد محكوم به فضوليت و صحت آن موقوف بر امضاء دختر است .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 دختر باكره براي ازدواج دائم و موقت نيازي به اجازه ي پدرش ندارد

به نام خدا


حضرات آيات عظام خامنه اي ، مكارم شيرازي ، فاضل لنكراني ، شيرازي ، تبريزي و… اذن پدر را براي دختر رشيده باكره بنابر احتياط ، واجب مي دانند .

حضرت آيت الله العظمي خامنه اي

اگر دختر باكره است بايد بنابر احتياط واجب از ولى (پدر يا جد پدرى) وى اذن گرفته شود.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي

احتياط واجب آن است كه با اجازه پدر دختر باشد.

حضرت آيت الله العظمي بهجت

بنابر احتياط واجب تكليفا واجب است (تكليفا، يعني چنانچه عقد بدون اذن پدر انجام شود، صحيح است اما دختر معصيت كرده است)


حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني

مسأله2498: دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست حتى اگر پدر يا جد پدرى نداشته باشد.

حضرت آيت الله العظمي شيرازي

بنابر احتياط واجب اذن ولى در ازدواج دائم و موقت شرط است.

حضرت آيت الله العظمي تبريزي

ازدواج دختر باكره بنا بر احتياط واجب بايد به اذن پدر يا جد پدرى باشد چه ازدواج به عقد دائم باشد يا به عقد موقت و چه در عقد موقت شرط شود كه نزديكى انجام نگيرد يا چنين شرطى نشود، والله العالم.

بعضي ديگر از مراجع محترم تقليد نظير حضرات آيات عظام جناتي ، روحاني ، شاهرودي ، صادقي تهراني ، غروي علياري ، گرامي ، اردبيلي و …اذن پدر را براي دختر رشيده باكره لازم نمي دانند.

حضرت آيت الله العظمي جناتي

اذن پدر در ازدواج دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مى‏كند و تحت تأثير احساسات قرار نمى‏گيرد، شرط نيست و اختيار با خود اوست.

حضرت آيت الله العظمي روحاني

بسمه تعالي؛ چنانچه رشيده باشد , اذن پدر در ازدواج دائم و متعه شرط نيست و رضايت خودش كافي است

حضرت آيت الله العظمي شاهرودي

چنانچه دختر بالغه وعاقله ورشيده باشد وصلاح وخير وشر خود را تميز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد ، عقد او بدون اذن پدر صحيح است .


حضرت آيت الله العظمي صادقي تهراني

مساله 629 – هيچ گونه ولايتي از هيچ كس بر دختر رشيده باكره نيست ( اذن پدر لازم نيست )

حضرت آيت الله العظمي غروي علياري

به نظر ما دختر باكره مطلقا اذن پدر را نمي خواهد.

حضرت آيت الله العظمي گرامي

اذن پدر براي دختر رشيده باكره لازم نيست.

حضرت آيت الله العظمي اردبيلي

(مسأله 2835) اگر دختر باكره‏اى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است – يعنى مصلحت خود را تشخيص مى‏دهد – بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج كند، احتياجى به اجازه پدر يا جدّ پدرى خود ندارد


دو تن از مراجع محترم تقليد ، حضرات آيات عظام سيستاني و صانعي نيز اذن پدر را براي دختر رشيده باكره واجب مي دانند .

حضرت آيت الله العظمي سيستاني

2385 – دخـتـرى كـه بـه حـد بـلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد , اگر بـخواهد شوهر كند , چنانچه باكره باشد بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد .

حضرت آيت الله العظمي صانعي

اجازه پدر و ولىّ در عقد موقت و صيغه، معتبر است و بدون اجازه او خواندن و نخواندن صيغه، همانند است و در عقد دايم نيز، مانند ساير مقرّرات، ثبت ازدواج در محضرها به عنوان قانون نظام، لازم و واجب است و بايد براى ثبت و اجراى صيغه عقد به محضر مراجعه شود و عدم مراجعه، معصيت و موجب ندامت است و عواقب خطرناكى را در پى دارد.


نتيجه گيري كلي :

همانطور كه مشاهده نموديد مراجع محترم تقليد در مورد اذن پدر براي دختر رشيده باكره سه نظر متفاوت دارند :

1 – لازم نيست 2- احتياط واجب است 3-واجب است

اگر مرجع تقليد شما اذن پدر را لازم نمي داند، تكليف شما روشن است

اگر مرجع تقليد شما اذن پدر را واجب مي داند، تكليف شما روشن است

اما اگر مرجع تقليد شما اذن پدر را بنابر احتياط ، واجب مي داند به مفهوم اين است كه نظر قاطعي در اين مساله ندارد ، در اين صورت شما بنا به اختيار خود مي توانيد يكي از دو كار زير را انجام دهيد :

1 – احتياط واجب را واجب فرض نماييد و اذن پدر را بگيريد .

2 – به مرجعي رجوع كنيد كه در اين مورد حكم قطعي دارد و طبق آن عمل نماييد در واقع بايد اعلم ترين مرجع را از بين مراجعي كه اذن پدر را لازم نمي دانند و يا واجب مي دانند شناسايي نموده و طبق فتواي آن مرجع عمل نماييد .

عملا مقلدان همه مراجع تقليد محترم (به جز مقلدان حضرات آيات عظام سيستاني و صانعي) مي توانند بدون در نظر گرفتن اذن ولي اقدام به ازدواج دائم يا غير دائم با دختر رشيده باكره نمايند .

تغيير فتواي بعضي از مراجع محترم تقليد :

مساله اذن پدر با توجه به شرايط روز جامعه تعريف شده است بنابراين بعضي از مراجع محترم فتواي خود را بر اساس تغيير شرايط جامعه تغيير مي دهند ، بطور مثال حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) اذن پدر را احتياط واجب مي دانستند اما چند سال قبل از فوتشان اذن پدر را واجب اعلام كردند.

همچنين حضرت آيت الله العظمي نوري همداني اذن پدر را لازم نمي دانستند اما اخيرا اذن پدر را احتياط واجب اعلام نموده اند .

دو مثال فوق نشان مي دهند تغيير فتواي مراجع محترم تقليد در مورد اذن پدر به سوي سخت گيري بيشتر است و از نظر بنده تنها دليل اين سخت گيري ها بي ارزش بودن دختر غيرباكره براي مردان ايراني است ، لازم به ذكر است محبوبيت بكارت هيچ ارتباطي با دين معتدل اسلام ندارد و فقط يك عرف غلط اجتماعي است


تعريف دختر رشيده و دختر باكره :

اختلاف نظر مراجع محترم تقليد در مورد اذن پدر فقط مربوط به دختر رشيده باكره است .

طبق نظر همه مراجع تقليد محترم : دختري كه باكره نيست مي تواند بدون اذن ولي ازدواج دائم يا غير دائم نمايد ، همچنين دختري كه باكره و غير رشيده است براي ازدواج دائم يا غير دام حتما بايد از پدر يا جد پدري خود كسب اجازه نمايد .

دختر باكره

در مدخل آلت تناسلي زن پرده اي لطيف و مخاطي از جنس بافت پوشاننده مجرا وجود دارد كه به آن Hymen يا پرده بكارت مي گويند ، دختري كه پرده بكارت آن سالم است دختر باكره و دختري كه پرده بكارت آن پاره شده است ، دختر غيرباكره محسوب مي شود.

دختر رشيده

سه تعريف متشابه از سه مرجع تقليد محترم :

تعريف اول : دختري كه مصلحت خود را تشخيص مى‏دهد – بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد

تعريف دوم : دختري كه صلاح وخير وشر خود را تميز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد

تعرف سوم : دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مى‏كند و تحت تأثير احساسات قرار نمى‏گيرد


نويسنده ناهيد سبحاني فر

|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 حقوق زنان از زبان شاه ساساني

تاريخچه " فمينيسم" (طرفداري از حقوق زنان) در دنيا به بيش از 150 سال نمي رسد،اما پوراندخت پادشاه ايراني دوره ساساني 1400 سال پيش اولين سخن " فمينيستي" ايراني را بيان كرد: " پادشاه چه زن باشد و چه مرد بايد سرزمينش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار كند"
پوراندخت در نامه اي كه به سپاهيانش نوشته بود جمله فمينيستي خود را بيان كرد و خود را در فهرست اولين پيروان تساوي حقوق زن و مرد قرار داد.
پس از كشته شدن خسرو پرويز به دست پسرش شيرويه ، در سال 7 هجري شمسي شيرويه بيش از 6 ماه حكومت نكرد و دختر بزرگ خسرو پرويز پوراندخت به سلطنت نشست.
در دوران هخامنشيان سرپرست كارگاه هاي تخت جمشيد بيشتر زن بودند. عده اي از زنان دو برابر مردان حقوق مي گرفتند. اين زنان مهندسان و طراحاني بودند كه بهترين و زيباترين هنرها را در تخت جمشيد آفريدند. در اين دوره زنن حتي جيره زايمان مي گرفتند. دوره ساساني كاملا با دوره هخامنشيان متفاوت بود. در امپراطوري ساساني زن شخصيت حقوقي نداشت و فرد محسوب نمي شد. زن از هر نظر تحت سرپرستي (كتك ختاي يا كدخداي) بود.
در چنين شرايطي پوراندخت ، در تيسفون تاج بر سر گذاشت و بدون توجه به جنسيت خود قدرت را بار ديگر به خاندان از هم پاشيده ساساني باز گرداند.
البته هنگامي كه شيرويه و پسرش اردشير مردند ، مردان و سران ساساني در مداين از ميان خاندان شاهي هيچ مرد لايقي را نيافتند كه به تخت سلطنت بنشانند؛ پس به ناچار دختر خسرو پرويز را به سلطنت نشاندند . شرايط آن زمان نشان مي دهد كه حتي كودكي براي پادشاهي فردوسي هم در اشعار خود گفته:
يكي دختري بود پوران نام چو زن شاه شد كارها گشت خام
با تمام آشفتگي ها و طرز فكرهايي كه درمورد زنان در آن زمان رواج داشت، پوراندخت تصميم گرفت تا اوضاع كشور را سروسامان دهد.
نخست يك سال ماليات را برمردم بخشيد و سپس با "هراكليوس" قيصر روم معاهده ي صلحي امضاء كرد.
برگرداندن صليب مقدس حضرت عيسي به اورشليم يكي ديگر ازاقدامات مهم او بود.به افتخار بازگرداندن اين صليب، در بيت المقدس جشن باشكوهي برپاشد. به گونه اي كه حتي فردوسي كه با به سلطنت نشستن زنان مخالف است ، در اشعارش به اقدامات او اشاره مي كند.
كسي را كه درويش باشد نه گنج توانگركنم تانماند به رنج
زكشور كنم دور بدخواه را برآئين شاهان كنم راه را
پوراندخت به معني دختري باچهره ي گلگون نخستين زن ايراني است كه به مقام سلطنت رسيد.دوران سلطنت او با خلافت ابوبكر( اواخر آن ) واوايل خلافت عمر همراه بود.
در كتابهاي تاريخي او را زني عاقل و عادل و نيكوسيرت معرفي كردند كه چون شاه شد در ميان رعايا عدل را گسترش داد . وي زماني كه سپاهي را براي جنگ با عربها فرستاد، در مداين بيمار شد و همانجا درگذشت.
در دوران آشفتگي دربار ساساني، او تنها حاكمي بود كه به مرگ طبيعي درگذشت. زمان حكومت او يك سال و چهارماه بود.
بسياري بر اين باورند كه، اگر پوراندخت زمان ديگري به حكومت مي رسيد كفايت و لياقت بيشتري ازخود نشان مي داد.


نويسنده:ناهيد سبحاني فر

|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 شرايط نفقه زنان

در ارتباط با معناي تمكين عام و خاص ابتدا بايد عرض كنم كه مفهوم تمكين خاص اطاعت از نيازهاي غريزي مرد از طرف زن ميباشد و مفهوم تمكين عام فرمانبرداري در تمام امور كلي زندگي ميباشد و زن موظف به پيروي و اطاعت از شوهر است قانون هم اشاره كرده رياست خانواده از خصائص مرد است .

بحثهايي كه در مورد نفقه و مهريه و تمكين ميباشد بلحاظ درگير بودن اين مفاهيم است يعني اينكه زن بعد از عقد و با عقد نكاح به چه حقوقي ميرسد و حقوق مرد چيست و اگر زن تمكين كند و يا نكند حقوق هر كدام چگونه است .

در مقابل اين سوالات بايد گفت كه بصورت مشخص در صورت وقوع عقد نكاح زن مالكيت مهريه را دارا ميشود و بر اساس قانون هر دخل و تصرفي در آن ميتواند بكند و بخاطر همين شرايط است كه مردان جوان گاهاً بدرخواست همسرانشان به زندان هم ميافتند .

اما نفقه حقيست كه با تعريف اكثريت تعاريف حقوقي، در صورت عدم نشوز به زن تعلق ميگيرد و اين جمله يعني صرف ادعاي زن و در خواست زن او صاحب حق است و نياز به اثبات اينكه به او نفقه تعلق ميگيرد نيست و اين امكان بواسطه رابطه زوجيت فراهم شده ، اما اين مفهوم تعلق نفقه وابسته به تمكين كامل است يعني تمكين عام و خاص بهمراه هم بايد وقوع پيدا كند .

لذا با تحقق تمكين عام و سرپيچي از تمكين خاص و يا بر عكس نفقه تعلق نمي گيرد و هر كدام از شرايط ياد شده معناي تمكين كامل را تداعي نميكند و بنابر اين حق نفقه زوجه ساقط ميشود .در كل اثبات انفاق در صورتي كه دلايل و شواهد مشخصي بر عدم تمكين زوجه نباشد با مرد است و همينطور زماني كه ادعاي عدم تمكين وجود دارد مرد بايد ادعاي خود را با مدارك و شواهد و اسناد به اثبات برساند .
اما در شرايطي هم كه زوجه حاضر به تمكين كامل بوده و زوج سرپيچي نمايد هر چند تمكيني وجود ندارد بلحاظ وفاي زوجه به حقوق قانوني مرد مستحق نفقه ميباشد و بايد توجه شود مفهوم نشوز و عدم تمكين دو مفهوم جدا هستند .

بحث ديگر حق حبس براي زن است كه طبق اين قاعده حقوقي كه در قانون نيز به آن اشاره شده مادام كه مهريه زن به او تقديم نشده او ميتواند از تمكين خودداري كند و اين عدم تمكين مسقط حق نفقه نيست .

در شرح اين قانون و قاعده فقهي قبلاً توضيح دادم ولي بصورت خلاصه طبق نظرات و آراء مطرح شده منظور از اين عدم تمكين فقط محدود به تمكين خاص است و در موارد ديگر تمكين ،مثل خروج از منزل ملزم به اطاعت است .

به اين مفهوم كه زني كه از حق حبس استفاده ميكند فقط از تمكين خاص ميتواند خودداري كند و اگر در بقيه امور سرپيچي كند حق نفقه نخواهد داشت .

و بديهيست كه اثبات تمام اين شرايط با مدعيست لذا به محض درخواست نفقه از طرف زن مرد ملزم به ارائه ادله مبني بر عدم تمكين زن است كه اين كار با روال معمول حقوقي جامعه ما از طريق ارسال اظهارنامه صورت ميگيرد .البته فقط به همين يك روش خلاصه نميشود بلكه هر چيزي كه نشان دهنده درخواست تمكين زن و عدم اجابت اين خواسته از طرف زن باشد همين مفهوم را تداعي خواهد كرد .بعنوان مثال دادخواست تقابل مبني بر الزام به تمكين زوجه كه در مقابل درخواست نفقه زوجه صورت ميگيرد همين مفهوم را دارد و نشان ميدهد مرد در زماني كه زوجه تمكين كند قانوناً حاضر به پرداخت حقوق او ميباشد .

در توضيحي ديگر بايد اشاره كنم كه اين حق نفقه بواسطه فرمانبرداري زن از مرد است بنابر اين اگر زني بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود براي مرد اين ادعا ايجاد ميشود كه قصد بر درخواست تمكين داشته و زن امكان اجابت را از بين برده لذا خروج بدون اجازه نفقه زن را خدشه دار ميكند . همچنين است زماني كه زني به شغلي مشغول ميشود .

بديهيست با داشتن شغل از طرف زوجه، زوجه از اعمالي كه در خانه داشته باز ميماند و وقت خود را صرف در آمدي ميكند كه مرد و خانواده حقي در آن ندارد لذا با اين استدلال ميتوان نتيجه گرفت كه در صورت اشتغال زن بلحاظ قانوني او هم بايد در دادن نفقه و تامين نيازهاي خانواده اقدام كند و ديگر حق نفقه كامل ندارد و اين در شرايطي است كه مرد با اشتغال همسرش موافقت كند اما با توضيحاتي كه دادم اگر زن براي خروج از منزل شوهر حتي براي لحظاتي اگر دلايل موجهي مثل بخطر افتادن جان و مال و اعمال ديگري مثل اقدام به حج واجب كه مستثني شده و . . . .نداشته باشد ناشزه ميشود و حق نفقه ندارد .

بلحاظ شرايط نشوز امكان ارائه ادله از طرف مرد بازه وسيعي دارد كه در نظرات علما مشهود است اما من از عنوان دلايلي كه ميشود بعنوان نشوز زن نام برد خودداري ميكنم چون كمكي به استحكام بناي خانواده ها نميكند اما اين موضوع بديهيست كه خواسته هاي حقوق مدني در ارتباط با خانواده اكثراً به درخواست زنان است كه جامه عمل به خود ميگيرد و اكثراً مردان با تقاضاهاي مختلف زنان به خواسته مهريه و نفقه و طلاق به دادگاه مي آيند و مدتها ممكن است اين مسائل در دادگاه ادامه يابد .

اما اثبات نشوز زن در دادگاه حقوق مشخصي مثل قطع نفقه ، اجازه ازدواج مجدد با توجه به تمكن مالي مرد براي اداره دو خانواده ، اجازه طلاق براي مرد با پرداخت حقوق قانوني زن (مهريه در هر صورت تعلق ميگيرد اما حقوقي مثل نصف دارايي مرد اگر در شرايط ضمن عقد مورد توافق بوده ساقط ميشود) را باعث ميشود.


نويسنده :ناهيد سبحاني فر

|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 نقش زنان در جامه ايران


درماني بر زخم هاي زنان سرپرست خانوار باشيد


در جوامع امروزي زنان و مردان دوشادوش يكديگر كار مي كنند تا شايد مرهمي باشند بر زخم هاي زندگي خويش اما در اين ميان زن هايي وجود دارند كه هم نقش مرد را ياري مي كنند و هم نقش زنان را به خوبي ايفا مي كنند. آن چه كه در اين ميان از اهم مسائل است نقش زنان كار در جامعه است. زناني كه سرپرستي خانوار را برعهده مي گيرند تا تكه اي نان، سايباني و پوشاكي براي خانواده ي خويش تهيه كند. در جامعه ي امروز كه پيشرفت و توسعه را همراه خويش دارد. هنوز زناني وجود دارند كه از كمترين تكنولوژي براي درآوردن هزينه هاي زندگي امروزي استفاده مي كنند زنان كار كه در معرض بيشترين آسيب ها قرار دارند



آن چه كه براي آن قلم مي فرسايم دردي است از جامعه ي امروز كه تكنولوژي و پيشرفت را نويد مي آورد ولي بسي افسوس كه زنان كار جامعه امروز از پيشرفت و توسعه ي جامعه هيچ چيز نصيبشان نشده است



زنان سرپرست خانوار كه هيچ گونه پناه و ياوري در زندگي ندارند افرادي هستند كه علاوه بر فقدان چتر حمايتي مورد نياز و تامين مالي زندگي از شرايط نامساعد ديگري نيز برخوردارند. تبعيض اقتصادي، نبود شرايط مناسب تحصيلي و در نتيجه اشتغال در بخش هاي كارمزدي با دستمزد كم و ديدگاههاي تعصب آلود و غير منصفانه جامعه نسبت به زنان فاقد شوهر، احساس حقارت، ترس و خجالت و درماندگي، خود بخشي از موضوعاتي است كه بر رنج بي پناهي اين زنان مي افزايدو در نهايت بسيار ي از اين شرايط دست به دست هم داده و زمينه بروز مفاسد اجتماعي را نيز فراهم مي سازد


فمنيسم توطئه غرب عليه زنان







چند روزيه شبكه دو سيما برنامه اي تحت عنوان " فمنيسم يا جنگ عليه خانواده " رو روي آنتن فرستاده كه اين برنامه در دفتر امور زنان سازمان صدا و سيما تهيه شده و بعد از بخش خبري پربيننده ي 30 :20 پخش ميشه . در اين برنامه سعي شده پشت پرده جنبش هاي زنان در ايران واكاوي بشه . محور برنامه كتابچه " اقدام محلي تغيير جهاني " هست كه در سال 1379 همزمان با فعاليت گسترده NGO ها در ايران چاپ و بطور رايگان منتشر شد . در اين برنامه 15 دقيقه اي روشهاي گوناگون القاي مفاهيم فمنيستي معرفي ميشه كه از آن جمله ميتوان به همايشهاي مختلف در داخل و خارج از كشور ، پخش انيميشن هاي هاليوودي ، ساخت فيلمهاي سينمايي با محوريت زنان و ... اشاره كرد . نكته جالب اينكه قسمتهايي از فيلمهاي سينمايي ساخته شده مانند سه زن ، واكنش پنجم ، هم خانه و ... هم در خلال برنامه پخش ميشه .


بركسي پوشيده نيست كه انسان موجوديست كمال طلب و تنوع پسند و اين صفات انساني شامل زنان نيز ميشه و از هرفرصتي براي اثبات شايستگيهاي خود استفاده ميكنن و قطعا اواخر دهه 70 يكي از همين فرصتها بود كه گستره حضور زنان به يكباره بازتر شد و توسعه فرهنگي شروع به يكه تازي كرد .

هنرمندان نيز به واسطه نگاه ظريف و نقادانه خود نيز تلنگري به موضوع زنان و خط قرمزهاي اون زدند و از اون جمله ميتوان به تهمينه ميلاني ، پوران درخشنده و اين اواخر نيكي كريمي در كسوت كارگردان اشاره كرد كه آخرين مورد اون مصاحبه زنده پوران درخشنده با برنامه صبح عالي به خير بود كه درمورد جشنواره فيلم كوثر صحبت ميكرد و انتقاد از نحوه نمايش زنان دز فيلمهاي ايراني داشت و سال گذشته نيز تهمينه ميلاني در همين برنامه صبحگاهي از تاسيس پارك ويژه زنان انتقاد جدي كرد .لازم به ذكر است تهمينه ميلاني همواره به موضوع زنان در فيلمهايش اشاره داشته است .







البته نبايد فراموش كرد فمنيسم در ايران به دو دسته ي غربگرا ( غيرديني ) و به اصطلاح مذهبي تقسيم ميشه كه گروه دوم نيز به دو شاخه ي راديكال ( تندرو ) و محافظه كار تقسيم ميشه . فمنيسم اسلامي، اصطلاحي است كه در ساليان اخير به ادبيات دفاع از حقوق زنان راه يافته و در برخي از كشورهاي اسلامي همچون ايران جايي براي خود بازكرده است.


گروه اول فعاليتهاي خود را بر پايه تفكرات فمنيسم غربي بنا كرده و اهداف خود را در قالب ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و سياسي غرب دنبال مي كند و به دنبال حذف نهاد دين در جامعه است و راه حل نهايي براي زنان را پيروي از روشهاي غربي مي داند.

گروه دوم خواهان تجديد نظر در قوانين و ساختار جامعه هستند و معتقدند كه جامعه ايران سالها تحت سلطه نظام مردسالاري بوده و اصلاح قوانين و نقطه نظرات فرهنگي جامعه لازمه دگرگوني است. طرفداران اين نظر درون مايه مذهبي دارند ولي بعضي از قوانين و ارزشهاي موجود در جامعه را مطابق با دستورات اسلامي نمي دانند و درخواست اصلاح دارند. اينان خواستار برابري انسانها و عدالت اجتماعي بين زن و مرد هستند و تغيير در قوانين مربوط به حقوق، ارث بري، ديه، حق شهادت در محاكم، حضانت طفل، حق طلاق و.... را دنبال مي كنند. همچنين خواستار استفاده از امتيازات اجتماعي مانند: حضور در پستهاي سازماني و مديريتي، دستمزد برابر با مردان در شرائط يكسان كار و حضور در عرصه هاي مختلفي كه عمدتا در اختيار مردان مي باشد، هستند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 نقش زنان در جامه ايران


درماني بر زخم هاي زنان سرپرست خانوار باشيد


در جوامع امروزي زنان و مردان دوشادوش يكديگر كار مي كنند تا شايد مرهمي باشند بر زخم هاي زندگي خويش اما در اين ميان زن هايي وجود دارند كه هم نقش مرد را ياري مي كنند و هم نقش زنان را به خوبي ايفا مي كنند. آن چه كه در اين ميان از اهم مسائل است نقش زنان كار در جامعه است. زناني كه سرپرستي خانوار را برعهده مي گيرند تا تكه اي نان، سايباني و پوشاكي براي خانواده ي خويش تهيه كند. در جامعه ي امروز كه پيشرفت و توسعه را همراه خويش دارد. هنوز زناني وجود دارند كه از كمترين تكنولوژي براي درآوردن هزينه هاي زندگي امروزي استفاده مي كنند زنان كار كه در معرض بيشترين آسيب ها قرار دارند



آن چه كه براي آن قلم مي فرسايم دردي است از جامعه ي امروز كه تكنولوژي و پيشرفت را نويد مي آورد ولي بسي افسوس كه زنان كار جامعه امروز از پيشرفت و توسعه ي جامعه هيچ چيز نصيبشان نشده است



زنان سرپرست خانوار كه هيچ گونه پناه و ياوري در زندگي ندارند افرادي هستند كه علاوه بر فقدان چتر حمايتي مورد نياز و تامين مالي زندگي از شرايط نامساعد ديگري نيز برخوردارند. تبعيض اقتصادي، نبود شرايط مناسب تحصيلي و در نتيجه اشتغال در بخش هاي كارمزدي با دستمزد كم و ديدگاههاي تعصب آلود و غير منصفانه جامعه نسبت به زنان فاقد شوهر، احساس حقارت، ترس و خجالت و درماندگي، خود بخشي از موضوعاتي است كه بر رنج بي پناهي اين زنان مي افزايدو در نهايت بسيار ي از اين شرايط دست به دست هم داده و زمينه بروز مفاسد اجتماعي را نيز فراهم مي سازد


فمنيسم توطئه غرب عليه زنان







چند روزيه شبكه دو سيما برنامه اي تحت عنوان " فمنيسم يا جنگ عليه خانواده " رو روي آنتن فرستاده كه اين برنامه در دفتر امور زنان سازمان صدا و سيما تهيه شده و بعد از بخش خبري پربيننده ي 30 :20 پخش ميشه . در اين برنامه سعي شده پشت پرده جنبش هاي زنان در ايران واكاوي بشه . محور برنامه كتابچه " اقدام محلي تغيير جهاني " هست كه در سال 1379 همزمان با فعاليت گسترده NGO ها در ايران چاپ و بطور رايگان منتشر شد . در اين برنامه 15 دقيقه اي روشهاي گوناگون القاي مفاهيم فمنيستي معرفي ميشه كه از آن جمله ميتوان به همايشهاي مختلف در داخل و خارج از كشور ، پخش انيميشن هاي هاليوودي ، ساخت فيلمهاي سينمايي با محوريت زنان و ... اشاره كرد . نكته جالب اينكه قسمتهايي از فيلمهاي سينمايي ساخته شده مانند سه زن ، واكنش پنجم ، هم خانه و ... هم در خلال برنامه پخش ميشه .


بركسي پوشيده نيست كه انسان موجوديست كمال طلب و تنوع پسند و اين صفات انساني شامل زنان نيز ميشه و از هرفرصتي براي اثبات شايستگيهاي خود استفاده ميكنن و قطعا اواخر دهه 70 يكي از همين فرصتها بود كه گستره حضور زنان به يكباره بازتر شد و توسعه فرهنگي شروع به يكه تازي كرد .

هنرمندان نيز به واسطه نگاه ظريف و نقادانه خود نيز تلنگري به موضوع زنان و خط قرمزهاي اون زدند و از اون جمله ميتوان به تهمينه ميلاني ، پوران درخشنده و اين اواخر نيكي كريمي در كسوت كارگردان اشاره كرد كه آخرين مورد اون مصاحبه زنده پوران درخشنده با برنامه صبح عالي به خير بود كه درمورد جشنواره فيلم كوثر صحبت ميكرد و انتقاد از نحوه نمايش زنان دز فيلمهاي ايراني داشت و سال گذشته نيز تهمينه ميلاني در همين برنامه صبحگاهي از تاسيس پارك ويژه زنان انتقاد جدي كرد .لازم به ذكر است تهمينه ميلاني همواره به موضوع زنان در فيلمهايش اشاره داشته است .







البته نبايد فراموش كرد فمنيسم در ايران به دو دسته ي غربگرا ( غيرديني ) و به اصطلاح مذهبي تقسيم ميشه كه گروه دوم نيز به دو شاخه ي راديكال ( تندرو ) و محافظه كار تقسيم ميشه . فمنيسم اسلامي، اصطلاحي است كه در ساليان اخير به ادبيات دفاع از حقوق زنان راه يافته و در برخي از كشورهاي اسلامي همچون ايران جايي براي خود بازكرده است.


گروه اول فعاليتهاي خود را بر پايه تفكرات فمنيسم غربي بنا كرده و اهداف خود را در قالب ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و سياسي غرب دنبال مي كند و به دنبال حذف نهاد دين در جامعه است و راه حل نهايي براي زنان را پيروي از روشهاي غربي مي داند.

گروه دوم خواهان تجديد نظر در قوانين و ساختار جامعه هستند و معتقدند كه جامعه ايران سالها تحت سلطه نظام مردسالاري بوده و اصلاح قوانين و نقطه نظرات فرهنگي جامعه لازمه دگرگوني است. طرفداران اين نظر درون مايه مذهبي دارند ولي بعضي از قوانين و ارزشهاي موجود در جامعه را مطابق با دستورات اسلامي نمي دانند و درخواست اصلاح دارند. اينان خواستار برابري انسانها و عدالت اجتماعي بين زن و مرد هستند و تغيير در قوانين مربوط به حقوق، ارث بري، ديه، حق شهادت در محاكم، حضانت طفل، حق طلاق و.... را دنبال مي كنند. همچنين خواستار استفاده از امتيازات اجتماعي مانند: حضور در پستهاي سازماني و مديريتي، دستمزد برابر با مردان در شرائط يكسان كار و حضور در عرصه هاي مختلفي كه عمدتا در اختيار مردان مي باشد، هستند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 نقش زنان در جامه ايران

درماني بر زخم هاي زنان سرپرست خانوار باشيد


در جوامع امروزي زنان و مردان دوشادوش يكديگر كار مي كنند تا شايد مرهمي باشند بر زخم هاي زندگي خويش اما در اين ميان زن هايي وجود دارند كه هم نقش مرد را ياري مي كنند و هم نقش زنان را به خوبي ايفا مي كنند. آن چه كه در اين ميان از اهم مسائل است نقش زنان كار در جامعه است. زناني كه سرپرستي خانوار را برعهده مي گيرند تا تكه اي نان، سايباني و پوشاكي براي خانواده ي خويش تهيه كند. در جامعه ي امروز كه پيشرفت و توسعه را همراه خويش دارد. هنوز زناني وجود دارند كه از كمترين تكنولوژي براي درآوردن هزينه هاي زندگي امروزي استفاده مي كنند زنان كار كه در معرض بيشترين آسيب ها قرار دارند



آن چه كه براي آن قلم مي فرسايم دردي است از جامعه ي امروز كه تكنولوژي و پيشرفت را نويد مي آورد ولي بسي افسوس كه زنان كار جامعه امروز از پيشرفت و توسعه ي جامعه هيچ چيز نصيبشان نشده است



زنان سرپرست خانوار كه هيچ گونه پناه و ياوري در زندگي ندارند افرادي هستند كه علاوه بر فقدان چتر حمايتي مورد نياز و تامين مالي زندگي از شرايط نامساعد ديگري نيز برخوردارند. تبعيض اقتصادي، نبود شرايط مناسب تحصيلي و در نتيجه اشتغال در بخش هاي كارمزدي با دستمزد كم و ديدگاههاي تعصب آلود و غير منصفانه جامعه نسبت به زنان فاقد شوهر، احساس حقارت، ترس و خجالت و درماندگي، خود بخشي از موضوعاتي است كه بر رنج بي پناهي اين زنان مي افزايدو در نهايت بسيار ي از اين شرايط دست به دست هم داده و زمينه بروز مفاسد اجتماعي را نيز فراهم مي سازد


فمنيسم توطئه غرب عليه زنان







چند روزيه شبكه دو سيما برنامه اي تحت عنوان " فمنيسم يا جنگ عليه خانواده " رو روي آنتن فرستاده كه اين برنامه در دفتر امور زنان سازمان صدا و سيما تهيه شده و بعد از بخش خبري پربيننده ي 30 :20 پخش ميشه . در اين برنامه سعي شده پشت پرده جنبش هاي زنان در ايران واكاوي بشه . محور برنامه كتابچه " اقدام محلي تغيير جهاني " هست كه در سال 1379 همزمان با فعاليت گسترده NGO ها در ايران چاپ و بطور رايگان منتشر شد . در اين برنامه 15 دقيقه اي روشهاي گوناگون القاي مفاهيم فمنيستي معرفي ميشه كه از آن جمله ميتوان به همايشهاي مختلف در داخل و خارج از كشور ، پخش انيميشن هاي هاليوودي ، ساخت فيلمهاي سينمايي با محوريت زنان و ... اشاره كرد . نكته جالب اينكه قسمتهايي از فيلمهاي سينمايي ساخته شده مانند سه زن ، واكنش پنجم ، هم خانه و ... هم در خلال برنامه پخش ميشه .


بركسي پوشيده نيست كه انسان موجوديست كمال طلب و تنوع پسند و اين صفات انساني شامل زنان نيز ميشه و از هرفرصتي براي اثبات شايستگيهاي خود استفاده ميكنن و قطعا اواخر دهه 70 يكي از همين فرصتها بود كه گستره حضور زنان به يكباره بازتر شد و توسعه فرهنگي شروع به يكه تازي كرد .

هنرمندان نيز به واسطه نگاه ظريف و نقادانه خود نيز تلنگري به موضوع زنان و خط قرمزهاي اون زدند و از اون جمله ميتوان به تهمينه ميلاني ، پوران درخشنده و اين اواخر نيكي كريمي در كسوت كارگردان اشاره كرد كه آخرين مورد اون مصاحبه زنده پوران درخشنده با برنامه صبح عالي به خير بود كه درمورد جشنواره فيلم كوثر صحبت ميكرد و انتقاد از نحوه نمايش زنان دز فيلمهاي ايراني داشت و سال گذشته نيز تهمينه ميلاني در همين برنامه صبحگاهي از تاسيس پارك ويژه زنان انتقاد جدي كرد .لازم به ذكر است تهمينه ميلاني همواره به موضوع زنان در فيلمهايش اشاره داشته است .







البته نبايد فراموش كرد فمنيسم در ايران به دو دسته ي غربگرا ( غيرديني ) و به اصطلاح مذهبي تقسيم ميشه كه گروه دوم نيز به دو شاخه ي راديكال ( تندرو ) و محافظه كار تقسيم ميشه . فمنيسم اسلامي، اصطلاحي است كه در ساليان اخير به ادبيات دفاع از حقوق زنان راه يافته و در برخي از كشورهاي اسلامي همچون ايران جايي براي خود بازكرده است.


گروه اول فعاليتهاي خود را بر پايه تفكرات فمنيسم غربي بنا كرده و اهداف خود را در قالب ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و سياسي غرب دنبال مي كند و به دنبال حذف نهاد دين در جامعه است و راه حل نهايي براي زنان را پيروي از روشهاي غربي مي داند.

گروه دوم خواهان تجديد نظر در قوانين و ساختار جامعه هستند و معتقدند كه جامعه ايران سالها تحت سلطه نظام مردسالاري بوده و اصلاح قوانين و نقطه نظرات فرهنگي جامعه لازمه دگرگوني است. طرفداران اين نظر درون مايه مذهبي دارند ولي بعضي از قوانين و ارزشهاي موجود در جامعه را مطابق با دستورات اسلامي نمي دانند و درخواست اصلاح دارند. اينان خواستار برابري انسانها و عدالت اجتماعي بين زن و مرد هستند و تغيير در قوانين مربوط به حقوق، ارث بري، ديه، حق شهادت در محاكم، حضانت طفل، حق طلاق و.... را دنبال مي كنند. همچنين خواستار استفاده از امتيازات اجتماعي مانند: حضور در پستهاي سازماني و مديريتي، دستمزد برابر با مردان در شرائط يكسان كار و حضور در عرصه هاي مختلفي كه عمدتا در اختيار مردان مي باشد، هستند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در یکشنبه پنجم تیر 1390  |
 بررسي تفاوت هاي ازدواج موقت با رابطه ي نامشروع ِ زنا

به نام خدا


اميرالمومنين علي(ع) فرمودند : اگر عمر سبقت نمى‏جست و ازدواج موقت را تحريم نمى نمود، احدى زنا نمى‏كرد مگر افرادى كه سرشتشان منحرف است.

حديث فوق چه مفهومي دارد؟ مگر ازدواج موقت با زنا تفاوتي هم مي كند؟ بعضي بر اين عقيده اند كه ازدواج موقت با زنا تفاوتي ندارد و تنها يك كلاه شرعي براي پوشاندن زشتي زنا مي باشد، حال آنكه كلاه شرعي به ايجاد انحرافي در دين مي گويند كه علماي منافق و بدعت گذار آن را مطرح مي نمايند اما ازدواج موقت را يك عالم ديني مطرح نكرده است بلكه ازدواج موقت جزئي از دين است ، در قرآن به آن پرداخته شده ، پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) از مولا علي(ع) تا مهدي منتظر(عج) به آن به عنوان يك سنت نبوي شديدا توصيه نموده اند.

فرض را بر اين مي گيريم كه ازدواج موقت دقيقا با زنا برابر است اگر اينچنين باشد پس زنا كردن هم از ديدگاه اسلام حلال است، يعني خدا زنا را حلال مي داند اگر خدا زنا را حلال مي داند چرا بنده زنا را حلال نداند؟ بنده اگر تسليم خداوند است كه حكم خدا را اجرا كند و اگر خدا را قبول نداشته و تسليم هواي نفس است چرا برخورداري از لذتي كه نفس آن را مي پسندد را بر خود حرام مي نمايد؟


خداوند در قرآن به كساني كه خود را به خواب زده اند مي فرمايد : اي اهل كتاب چرا حق را به باطل مشتبه مي سازيد تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش كنيد در صورتي كه به حقانيت آن آگاهيد. (آل عمران-71)

تفاوت ازدواج موقت با زنا
در ازدواج موقت، خطبه ي عقد بين زن و مرد خوانده مي شود، كه نشان دهنده تسليم بودن آنها در برابر خداوند مهربان است، اما در زنا عشوه گري و چشم چراني مقدمه كار است، اگر نيت در اصل عمل اثر گذار نيست پس مي توان گفت كه روزه مساوي با گرسنگي كشيدن است آيا به خاطر اين گرسنگي كشيدن ها است كه آمار جرم و جنايت هر ساله با شروع ماه رمضان كاهش مي يابد؟ اگر گرسنگي جرم و جنايت را كاهش مي دهد، چرا اكثر مجرمان از قشر گرسنه جامعه به پا مي خيزند؟ قبل از برقراري رابطه عاطفي و جسماني با دوست دخترتان، نيت ازدواج موقت كنيد تا متوجه بشويد كه اين نيت مقدس تا چه مقدار در كاهش گناهان شما در ساير امور موثر است.

البته خطبه عقد موقت علاوه بر ايجاد تغيير در نيت قلبي انسان، چيزهاي ديگري را نيز در درون خود نهفته است.

دستور خواندن خطبه عقد موقت
بعد از تعيين مدت زمان و مقدار مهريه توسط دختر و پسر:
ابتدا دختر مي گويد : من خودم را به همسري تو در مدت معين با مهر معين در آوردم.
سپس پسر مي گويد : قبول كردم.

مفهوم اين خطبه چيست كه مرز ميان ازدواج موقت و زنا و تبديل كننده گناه كبيره به سنت نبوي است؟


( من خودم را..) يعني زن صاحب نفس خويش است و به اختيار خودش اين كار را انجام مي دهد و كسي نمي تواند زن را مجبور به اين كار نمايد، در حالي كه در زنا مرد مي تواند بدون توجه به رضايت زن، به او تجاوز نمايد.

(… به همسري تو…) همسري واژه اي است پر معنا كه محدوديت ها و مسئوليت هاي زيادي نسبت به زنا براي روابط زناشويي تعريف مي كند، در اينجا به اختصار چند محدوديت و مسئوليت را بيان مي كنيم : پس از اينكه خطبه عقد خوانده شد، مادر زوجه، به عنوان مادرزن، تا ابد بر مرد محرم مي شود و ازدواج با مادر زن جايز نيست، و بعد از دخول همين مساله در مورد دختر زوجه نيز صدق مي كند، همچنين زن بعد از خوانده شدن خطبه عقد تا ابد، حق ازدواج با پدر و يا پسرِ شوهر موقت خويش را ندارد.
در صورتي كه بعد از محرميت، نزديكي انجام بگيرد، زوجه بايد بعد از تمام شدن مدت عقد، به اندازه دو حيض(Period) كامل (و اگر حيض نمي بيند 45 روز كامل) عده نگه دارد، يعني از ازدواج با مرد ديگر، خودداري نمايد.
زن حق ندارد در يك زمان، همسرِ بيش از يك مرد شود و همچنين مرد حق ندارد در يك زمان با بيش از يك زن آميزش جنسي نمايد.
اگر از آميزش زوج و زوجه، فرزندي متولد شود از پدر و مادر خود ارث مي برد و تمام حقوق فرزندي را دارا مي باشد.

(…در مدت معين…) تعيين مدت زمان ازدواج موقت يكي از ملزومات اين نوع ازدواج است كه زن و مرد آن را با توافق يكديگر مشخص مي نمايند، بعد از تمام شدن مدت، محرميت زن و مرد پايان مي پذيرد، در حالي كه در زنا هيچ مدتي مشخص نمي گردد و زن و مرد در هر فرصتي كه پيش آيد، همبستر مي شوند.

(…با مهر معين در آوردم…) تعيين مقدار مهريه يكي از ضروريات ازدواج موقت است كه زن و مرد آن را بصورت توافقي مشخص مي كنند، پرداخت آنچه به عنوان مهريه تعيين مي شود بر مرد واجب است در حالي كه در زنا پرداخت مهريه الزامي ندارد.

(…قبول كردم) مرد با گفتن اين جمله كوتاه رعايت تمام قواعد همسري، مدت، مهريه، مسئوليت (احتمالي) بچه دار شدن، اجراي شروط ضمن عقد و ….را مي پذيرد، اين در حالي است كه در زنا مرد هيچ مسئوليتي در قبال زن ندارد و حداكثر پذيرفتن مسئوليت در زنا پرداخت اجرت زن است.

البته در تفسير خطبه ي متعه(Concubine)، ازدواج موقت بيشتر با روابط نامشروع ِ دوست دختر ها با دوست پسرها مقايسه شده است، اين نوع زنا كم تفاوت ترين نوع زنا با ازدواج موقت است، قطعا اگر ازدواج موقت با زناي با محارم(Incest)، زناي اجباري(Rape)، زناي با زن شوهردار(Adultery)، زناي دسته جمعي(Group ***)،زناي با دختران صغيره و … مقايسه مي شد تفاوت هاي بيشتري قابل بيان بود


نويسنده:ناهيد سبحاني فر

|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در جمعه سوم تیر 1390  |
 نفقه زن پس از انحلال عقد نكاح دائم

– طلاق و نفقه زن

– طلاق رجعي

برابر ماده 1143ق.م. طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعي و طبق ماده 1148 همين قانون، در طلاق رجعي براي شوهر در مدت عدهّ حق رجوع است. عدّه عبارت است از مدتي كه تا انقضاي آن زني كه عقد نكاح او منحل شده است نمي‌تواند شوهر ديگر اختيار كند.(ماده 1150ق.م.) و عدّه طلاق و عدّه فسخ نكاح سه طهر است مگر اينكه زن با اقتضاي سن عادت زنانگي نبيند كه در اين صورت عدّه او سه ماه است. (ماده 1151ق.م.) با مرور اين اطلاعات كلي به احكام نفقه در طلاق رجعي مي‌پردازيم:
ماده 1109ق.م. در اين باره اشعار مي‌دارد: نفقه مطلقه رجعيه در زمان عدّه بر عهدة شوهر است مگر اينكه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد... بنابراين، اگر طلاق در حال نشوز واقع شود، زن حق مطالبه نفقه را در طول مدت عدّه ندارد و الا همان طور كه زوجه در حالت عادي حق مطالبه نفقه دارد، در دوران عدّه طلاق رجعي هم اين حق را خواهد داشت. زيرا، در اين مدت، وي در حكم زوجه محسوب مي‌شود. البته اين يك مورد استثنائي است، چون نفقه براي ايام زوجيت بوده و با وقوع طلاق، رابطه زوجيت گسسته مي‌شود. اما، اين قطع و جدايي، كامل نيست، و براي شوهر در مدت عدّه، حق رجوع وجود دارد.
اين حكم ناشي از دستور شرع انور و فقه است. در بحث راجع به منابع نفقه ديديم كه خداوند در آيه 6 سورة طلاق مي‌فرمايد: آنها (زنان مطلقه) را هر جا خودتان سكونت داريد و در توانايي شماست، سكونت دهيد و به آنها زيان نرسانيد تا كار را بر آنان تنگ كنيد ... و از جهت فقهي گفته شده: زني كه دوران عدّه طلاق رجعي را مي‌گذراند، از نظر فقهي حكم زوجه را دارد. بنابراين، بسياري از احكام زوجه از جمله وجوب نفقه بر او مترتب مي‌باشد، و از اين جهت فرقي ميان باردار بودن زن و عدم آن نيست. در اين مسئله بين فقها اختلاف وجود ندارد، زني كه در هنگام طلاق ناشزه بوده يا پس از طلاق با ترك وظائف ايام عدّه ناشزه محسوب شده، همانند زوجه ناشزه مستحق نفقه نخواهد بود . در مورد علّت پرداخت نفقه زن در زمان عدّة طلاق رجعي گفته‌اند كه اين از فكر اخلاقي مايه مي‌گيرد كه هزينه زندگي زني كه در زمان عدّه از شوهر كردن محروم است، تأمين شود .

بقيه درادامه مطلب...


– طلاق بائن

قانون مدني، طلاقي كه قبل از نزديكي واقع شود، طلاق يائسه، طلاق خلع و مبارات مادام كه زن رجوع به عوض نكرده باشد و سوّمين طلاق كه بعد از سه وصلت متوالي به عمل آيد، اعم از اينكه وصلت در نتيجة رجوع باشد يا در نتيجة نكاح جديد، را طلاق بائن مي‌داند
(ماده 1145ق.م.) و مقرر مي‌كند كه در طلاق بائن براي شوهر حق رجوع نيست.
(ماده 1144ق.م.) در طلاق بائن غيرحامله در مدت عدّه حق دريافت نفقه ندارد .(ماده 1109ق.م.) و در صورت حمل از شوهر تا زمان وضع حمل، مطلقه بائنه حق دريافت نفقه خواهد داشت (همين ماده)
در مورد علّت اينكه چرا نفقه زني كه با طلاق بائن ميان او و شوهرش جدايي حاصل شده و ايام عدّه را مي‌گذراند، به عهده شوهرش نمي‌باشد، گفته شده، از آنجا است كه رابطه
زوجيت چنين زني با شوهرش كاملاً قطع شده و حملي نيز از وي ندارد. بر اين مسئله اجماع محقق است .
در مورد نفقه زن آبستن كه در ايام حمل، طلاق بائن داده شده، اين بحث مطرح گرديده است كه آيا نفقه از آن مادر است يا حمل؟ انتخاب هريك از اين دو نظريه، داراي آثاري است كه از بيان يكايك آنها صرف‌نظر مي‌كنيم و به ذكر يك ثمره اكتفا خواهيم كرد: نفقه زوجه ديني است كه بر ذمه زوج مستقر مي‌شود و زوج نفقه گذشته خود را مي‌تواند مطالبه كند در حاليكه نفقه اقارب چنين نيست و آنها نسبت به آينده مي‌توانند مطالبه نفقه نمايند.
(ماده 1206ق.م.)
قانون مدني در مورد اين موضوع ساكت است و صراحتاً حكمي در بارة آن ذكر نكرده است. مع‌ذلك، از عبارت مندرج در ماده 1109 قانون مدني كه مي‌گويد: «زن حق نفقه ندارد» استفاده مي‌شود كه نفقه از آن مادر است نه حمل و معمولاً حقوقدانان نيز همين نظر را برگزيده و قوي‌تر مي‌دانند .
پ – اجرت‌المثل كارهاي زن و نحله
1- اجرت‌المثل كارهاي زن:
تا قبل از سال 1371 كه قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق به تصويب مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيد، ظاهراً قوانين و مقرراتي روشن و ويژه راجع به دريافت اجرت‌المثل كارهاي زوجه، وجود نداشت، هرچند ماده 336ق.م. به طوركلي بيان مي‌كند كه: هرگاه كسي بر حسب امر ديگري اقدام به عملي نمايد كه عرفاً براي آن عمل اجرتي بوده و يا آن شخص عادتاً مهيّاي آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود، مگر اينكه معلوم شود قصد تبرّع داشته است. در اين ماده به سه نكته بايد توجّه داشت: نخست اينكه داشتن قصد تبرّع در اين دنياي مادي، خلاف اصل است. يعني، فرض بر اين است كسي كه به درخواست ديگري كاري انجام مي‌دهد، بدون قصد تبرّع مبادرت به انجام آن كار خواهد كرد و انتظار مزد و مابه‌ازاء دارد. مگر اينكه، دلائل و قرائني مبني بر تبرّعي بودن و يا صرفاً براي خدا بودن آن كار وجود داشته باشد. دوم اينكه، واژه امر در اين ماده، به معناي درخواست و خواهش است نه اينكه صرفاً دستور و فرمان باشد. نكته مهم‌تر و سوم اين است كه با تبصره الحاقي اخير كه مقرر مي‌كند: چنانچه زوجه كارهايي را كه شرعاً به عهده وي نبوده و عرفاً براي آن كار اجرت‌المثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و براي دادگاه نيز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل كارهاي انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حكم مي‌نمايد. ظاهراً بدون درخواست طلاق هم اجرت المثل قابل مطالبه است.
در هر حال، در طبق تبصره 6 ماده واحده يادشده كه مقرر مي‌كند: پس از طلاق، درصورت درخواست زوجه مبني بر مطالبه حق‌الزحمه كارهايي كه شرعاً به عهده وي نبوده است. دادگاه بدواً از طريق تصالح نسبت به تأمين خواسته زوجه اقدام مي‌نمايد. و در صورت عدم امكان تصالح، چنانچه ضمن عقد يا عقد خارج لازم، درخصوص امور مالي، شرطي شده باشد طبق آن عمل مي‌شود، در غير اين‌صورت، هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد، و نيز تقاضاي طلاق ناشي از تخلف زن از وظايف همسري، يا سوءاخلاق و رفتار وي نباشد، به ترتيب زير عمل مي‌شود: الف – چنانچه زوجه كارهايي را كه شرعاً به عهدة وي نبوده، به دستور زوج و با عدم قصد تبرّع انجام داده باشد، و براي دادگاه نيز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل كارهاي انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حكم مي‌نمايد. ... . بدين ترتيب، پس از احراز عدم امكان سازش توسط دادگاه ، اگر زن حق‌الزحمه كارهايي كه شرعاً به عهده وي نبوده است، مانند: تحمل دوران حمل، وضع حمل، شير دادن كودك، بيداري‌هاي شبانه و نگهداري فرزند، پخت‌وپز، شستشو، نظافت، پذيرايي از كسان مرد و خود وي، كارهاي خانه، كدبانوگري و ...، را درخواست نمايد، دادگاه ابتدا تلاش مي‌نمايد كه از طريق صلح‌ و سازش و توافق طرفين خواسته مورد مطالبه زن را تأمين كند. اگر به اين كار توفيق پيدا نكرد، چنانچه ضمن عقد نكاح يا عقد خارج لازم ديگري (مانند نمونه‌هاي سند ازدواج اداره ثبت اسناد و املاك)، در مورد امور مالي، شرطي معيّن شده باشد، دادگاه طبق آن عمل مي‌كند. در غير اين صورت، هرگاه طلاق به درخواست زوجه نبوده (به درخواست زوج باشد) و نيز زن ناشزه نباشد، اگر بر دادگاه ثابت شود كارهايي كه شرعاً به عهده زوجه نبوده، به دستور زوج و با عدم قصد تبرّع آنها را انجام داده است. دادگاه براي تعيين ميزان اجرت‌المثل زن، موضوع را با صدور قرار، به كارشناس نفقه ارجاع مي‌كند، كارشناس اجرت‌المثل كارهاي زن را در مدت زندگي مشترك محاسبه، تعيين و اعلام مي‌كند و دادگاه اگر نظريه را با اوضاع و احوال معلوم مورد كارشناسي مطابق ديد، بر اساس آن رأي صادر و شوهر را به پرداخت ميزان اجرت‌المثل زن، محكوم مي‌نمايد.

صرف‌نظر از اين ماده واحده، كه قانون موضوعه كشور است، در اين خصوص، پرسش و پاسخ‌هايي كه از فقها شده، استحقاق زوجه را نسبت به كارهايي كه در منزل انجام داده، از جهت شرعي تأييد مي‌كند. مثل اينكه: س – آيا زن مي‌تواند در مقابل كارهايي چون آشپزي و نظافت كه در منزل انجام مي‌دهد، مزد طلب كند؟ ج – مي‌تواند مزد طلب كند. ولي سزاوار است زن و مرد در امور زندگي با همديگر همكاري داشته باشند، كه پيوند زناشوئي و نظام خانواده استحكام بيشتري پيدا كند . و يا س – مردي همسرش را طلاق داده است، زن مي‌گويد خدمات من درخانه تبر‌ّعي نبوده، لذا مطالبة اجرت‌المثل مي‌كند. آيا ادعاي زن مسموع است يا خير؟ از قضيه مورد سؤال اطلاع ندارم. ولي، به طور كلي اگر زن به تقاضا و دستور شوهر كار كرده، و قصد تبرّع و مجاني نداشته است. حق اجرت‌المثل دارد و ادعاي زن مسموع است. مگر اين كه بيّنه برخلاف اقامه شود . البته براي اجرت حضانت و نگهداري طفل و شيردادن مادر، به طور پراكنده در قوانين مواردي ديده مي‌شود مانند: قانون واگذاري حق حضانت فرزندان صغير يا محجور به مادران آنها (مصوب سال 1364) كه هزينه متعارف زندگي اين فرزندان، در اختيار مادرانشان قرار مي‌گيرد، مگر آنكه دادگاه صالح در موارد ادعاي عدم صلاحيت مادر حكم به عدم صلاحيت صادر كند و يا ماده 1176ق.م. كه مطابق آن مادر مجبور نيست كه به طفل خود شير بدهد، مگر در صورتي كه تغذيه طفل به غير شير مادر ممكن نباشد. درمورد اين ماده برخي گفته‌اند: شير دادن به واقع «حق» مادر است، اگر بخواهد از اين حق استفاده كند، پدر يا مقام عمومي نمي‌تواند مانع او شود؛ ولي، هرگاه مايل نباشد، اجبار او امكان ندارد .


نويسنده:ناهيد سبحاني فر

|+| نوشته شده توسط ناهید سبحانی در جمعه سوم تیر 1390  |
 
 
بالا